ایثار و شهادت
برای چهلم مرد سکوت و مقاومت
دکتر مرتضی رضیعی اسطوره جانبازان و شهیدان نخبه ی ممتاز و همه چی تمام
در همه عرصه های علمی قرانی ورزشی و اموزشی بود که کنار ستاره های شلمچه به ارامش ابدی رسید
شمع فروزان معرفت و فرشته ای بود تجلی یافته در قالب انسان که بخاطر اخلاق و سیمایش محبوب دل بچه های گردان شدهمنشینی با او حریمی نورانی ایجاد میکرد که باعث آرامش و اسایش و عزت و محبت بین بچه ها میشد
عطر مستی دعا و نماز توسل و توکلش در سحرهای جفیر میان نخلهای بی سر
هنوز به مشام میرسد
نوجوان شجاعی که در ان زمستان شرجی سرد و سخت بدون هراس و واهمه رستم وار در شهرک دوعیجی عراق تن به تانک سپرد و هیمنه گارد ریاست جمهوری عراق را بهم ریخت وخود جانباز قطع نخاع شد
اگر با تخت وویلچر همنشینی
شکوه باور سبز زمینی
همیشه پرچم دراهتزازی
نماد غیرت این سرزمینی
بعد از جنگ وشرایط سخت جسمی نیز ذات و هوش سرشارش را تغیر نداد و مانع تحقق رسالتش نشد وبا صلابتی بی مانند مثل دماوندوارد عرصه جهاد علمی در دانشگاه شهید بهشتی شد
مرتضی آیینه توحید و الگوی رشادت و شرافت بود بخاطر صدمات ناشی از مجروحیت سال بسال جسمش نحیف تر شدبا این وجود در عین صبوری با اراده ای محکم و پولادین درد را خسته کرد
تکاپویش برای ورود به رشته پزشگی علرغم موانع قانونی باعث نشد که از تلاش دست بکشد و همانند دژهای مسلح شلمچه ، اینبار بدون یاس و ناامیدی با دلیل وفهم و برهان برای دولت ،،سد راه ورود به دانشگاه را برای دیگر جانبازان قطع نخاع و معلولان را برای اولین بار باز کرد
شیر ژیانی که بی تزلزل، ایثار را نیز به ستوه اورده بود
کوره درد مثل اتش نی های هور ذره ذره جانش را ذوب میکرد مانند حضرت زینب این همه درد را زیبایی می دید
.جانباز شور انگیز و دانشمندی که با سکوت رفتنش قلب ما را به اتش زد
چهاردهه بدون طلبکاری از نظام شاکر خدا بود
و با استقامت و ارامشی ایوب وار روی تخت و ویلچری بود که استوار تر از اشترانکوه زادگاهش در خدمت بدون منت به ملت استوار ماند
چهره جگر دارش هنوز در ذهنم به یادگار است ،شیر بچه ای که نغمه اش بظاهر خاموش اما قطب نمای همیشه ماندگار یرای عزت ابدی قلب این کشور سترک شد
باران و گذشت زمان اسم ما را در طول ایام خواهد شست
ولی نام و یاد این فروزنده زميني ، دراسمان این کشور تا ابد خواهد درخشید
در این دنیای پر هیاهو ، ما درد رنج تورا فراموش کردیم ولی میدانم در کوی عشقبازان در کنار حوض کوثر
کربلای پنجی ها را از یاد نخواهی برد و شفیع دلهای زنگار گرفته ما نیز خواهی بود
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار محبان بادپیما را
خداوند به دلتنگی دخترو همسر پزشگت ارامش عطا فرمایید
یاد و نامت چراغ راه و سرمایه معنویِ ماندگار برای قلب بازماندگان باشد.
تو مانایی و پایان نداری
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
حاج احمدلک
.
.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0