یادداشت
نگاهی به اهمیت ساماندهی ورودیهای شهر با تأکید بر شهر ازنا
ورودی هر شهر، صرفاً محل ورود و خروج وسایل نقلیه نیست، بلکه نخستین مواجهه شهروندان، مسافران، سرمایهگذاران و گردشگران با هویت، فرهنگ و نظم آن شهر است. در ادبیات شهرسازی، ورودی شهر به منزله «پیشانی شهر» شناخته میشود؛ همانگونه که چهره انسان نخستین تصویر از شخصیت او را در ذهن دیگران شکل میدهد، ورودی شهر نیز نخستین تصویر از فرهنگ شهرنشینی، کیفیت مدیریت شهری و میزان توجه به محیط شهری را به نمایش میگذارد.
از دیدگاه نظریهپردازان شهرسازی، بهویژه کوین لینچ، خوانایی و هویت شهر از عناصر مختلفی مانند مسیرها، نشانهها، لبهها، گرهها و ورودیها شکل میگیرد. بنابراین، ورودی شهر تنها یک عنصر کالبدی نیست، بلکه یک پیام فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی است.
سالها پیش، در دوران مسئولیت اینجانب به عنوان شهردار ازنا، در یکی از جلسات شورای اسلامی شهر، این موضوع را مطرح کردم که «فرهنگ شهرنشینی را میتوان از ورودی شهر خواند؛ زیرا ورودی شهر، نخستین پیام هویت، نظم و سیمای آن شهر است.» متأسفانه برخی این دیدگاه را چنین تعبیر کردند که گویا مقصود، رها کردن محلات و تمرکز صرف بر ورودیهای شهر است؛ در حالی که چنین برداشتی نه با اصول شهرسازی سازگار بود و نه با واقعیت مدیریت شهری.
برای تبیین این موضوع، در همان جلسه مثالی بیان کردم که هنوز هم آن را یکی از سادهترین و گویاترین تشبیهها برای بیان این اصل شهرسازی میدانم. گفتم: «اگر شخصی با کتوشلوار مرتب، ظاهری آراسته و شخصیتی متین وارد مجلسی شود، پیش از آنکه سخنی بگوید، نگاهها متوجه او میشود و در نگاه نخست مورد احترام قرار میگیرد. اما اگر همان شخص، یا حتی فردی عالمتر، فرهیختهتر و شایستهتر، با لباس ژولیده و ظاهری نامرتب وارد همان مجلس شود و کسی او را نشناسد، طبیعی است که در اولین برخورد، آن احترام و توجه را دریافت نکند.»
مقصود از این مثال هرگز برتری ظاهر بر علم، اخلاق یا شخصیت نبود؛ بلکه بیان یک واقعیت اجتماعی بود که نخستین برداشت انسانها از آنچه میبینند شکل میگیرد. شهر نیز از این قاعده مستثنا نیست.
از همین رو عرض کردم که ورودی شهر، «کتوشلوار شهر» است. همانگونه که انسان برای حضور در اجتماع، ظاهر خود را آراسته میکند تا احترام و اعتماد بیشتری برانگیزد، شهر نیز برای معرفی هویت، فرهنگ و شأن شهروندان خود، نیازمند ورودیهایی آراسته، منظم و هویتمند است. ورودی زیبا و اندیشیدهشده، نشانه ظاهرگرایی نیست؛ بلکه نشانه احترام به شهر، شهروندان و میهمانان آن است.
متأسفانه در آن جلسه، این مثال از سوی برخی اعضای شورا با تمسخر مواجه شد و چنین القا گردید که شهردار میخواهد شهر را رها کند و تنها به ورودیها بپردازد. در حالی که چنین برداشتی با مبانی مدیریت شهری فاصله داشت. هیچ شهرسازی معتقد نیست که توسعه ورودیها جایگزین رسیدگی به محلات، معابر، خدمات شهری و زیرساختها شود. سخن این بود که ورودی شهر، نخستین تصویر از کل شهر است و همان نقشی را ایفا میکند که ظاهر آراسته برای معرفی شخصیت یک انسان دارد.
شهر ازنا، با پیشینه تاریخی، موقعیت ممتاز جغرافیایی و مردمانی فرهنگدوست، شایسته ورودیهایی است که این ویژگیها را به نمایش بگذارند. طراحی مناسب مبادی ورودی، استفاده از عناصر بومی، فضای سبز، نورپردازی، مبلمان شهری، نمادهای فرهنگی و معماری هماهنگ، میتواند تصویری ماندگار از شهر در ذهن هر مسافر ایجاد کند و زمینهساز جذب گردشگر، سرمایهگذار و افزایش حس تعلق شهروندان باشد.
امروز، با گذشت سالها، همچنان بر این باورم که آن سخن، نه یک شعار، بلکه یک اصل علمی در شهرسازی بود و هست؛ اصلی که میگوید: «ورودی شهر، ویترین، پیشانی و کتوشلوار شهر است.» همانگونه که نخستین نگاه به یک انسان بر نوع برخورد دیگران اثر میگذارد، نخستین نگاه به ورودی شهر نیز بر قضاوت، احترام و ذهنیت مردم نسبت به آن شهر تأثیر میگذارد. از اینرو، توجه به ورودیهای شهر، توجه به هویت، فرهنگ شهرنشینی و شأن شهر و شهروندان است، نه غفلت از سایر بخشهای شهر.
سید مرتضی موسویان
کارشناس شهرسازی وارشد مهندس معماری
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0