به مناسبت هفته دفاع مقدس

لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) در سکوت جنگید و در غربت ماند

لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) فقط یک لشکر نبود؛ یک ملت بود. ملتی که از شهرهای کوچک و دورافتاده برخاست، از دل همان جاده‌های خاکی که هیچ‌کس به آن‌ها نگاه نمی‌کرد. جوانانی از جنس آهن، که کسی نمی‌شناختشان، اما خدا می‌شناخت.
کد خبر : 10352
تاریخ انتشار : دوشنبه 30 شهریور 1405 - 20:02
لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع)  در سکوت جنگید و در غربت ماند

به مناسبت هفته دفاع مقدس

لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع)؛ استانی که در سکوت جنگید و در غربت ماند

لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) فقط یک لشکر نبود؛ یک ملت بود. ملتی که از شهرهای کوچک و دورافتاده برخاست، از دل همان جاده‌های خاکی که هیچ‌کس به آن‌ها نگاه نمی‌کرد. جوانانی از جنس آهن، که کسی نمی‌شناختشان، اما خدا می‌شناخت. از کوه‌های الیگودرز تا دشت‌های پلدختر، از بروجرد تا کوهدشت، هر شهر سنگری شد و هر سنگر، نامی. و هر نام، زخمی که هنوز التیام نیافته.

گردان انبیاء خرم‌آباد، قسم خورده بود به ایستادن. گردان ثارالله بروجرد، تشنهٔ شهادت. گردان محرم دورود، فاتح شاخ شمیران. گردان ابوذر الیگودرز، جاودانه در سکوت کوه‌ها. گردان مالک اشتر ازنا، تنها در کربلای ۵ چهل و چهار سروقامت تقدیم کرد و لرزه بر دشمن انداخت. گردان شهدا پلدختر، هویزهٔ ثانی، که آسمانش خون گریه کرد. گردان کمیل الشتر، مردانی از جنس فولاد. گردان محبین کوهدشت، گره‌خورده با شهادت. گردان حمزه سیدالشهدا نورآباد، از جنس اراده‌ای که نشکست.

اما راز ماندگاری لشکر ۵۷، نه گردان‌ها بود و نه عملیات‌ها؛ مردانش بودند. عرفانشان، گریه‌های بی‌صدای نیمه‌شب کنار پیکر همرزمانشان بود. عرفانشان را با خون نوشتند، نه با زمزمه.

بی‌ادعا بودند؛ آن‌قدر که گویی نبودند. نه عکسی، نه نامی، نه سندی. سردار توکلی گفت: «هیچ سندی برای رزمندگان لرستان وجود ندارد.» و این، تلخ‌ترین حقیقت است؛ تلخ‌تر از خون، تلخ‌تر از فراموشی، تلخ‌تر از سکوتی که بر شانه‌های تاریخ سنگینی می‌کند.

و اینجاست که باید فریاد زد:

چرا کسی این‌ها را ننوشت؟ چرا تاریخی که برای هر سنگ و دیوار سند دارد، برای این مردان سند ندارد؟

لشکر ۵۷، لشکر گمنامان بود. پیروزی‌هایش را به نام دیگران نوشتند و شهدایش را در سکوت خاک کردند. اما تاریخ فراموش نمی‌کند. و ما، اگر ننویسیم، اگر نگوییم، اگر به یاد نیاوریم، به آنان که بی‌نام رفتند تا ما نام داشته باشیم، خیانت کرده‌ایم.

شهر شهیدان،( پادگان شفیع‌خانی،) حاج نوری و کشکولی، فقط یک نام و یک قطعه نبودند؛ یک عشق شیرین و خوابی رؤیایی بودند که گذشت. کتاب «پیک بدون پلاک»، قطره‌ای است از دریای رشادت لشکر ۵۷ که به تحریر درآمده تا شاید زخمی از زخم‌های فراموشی التیام یابد.

یادشان گرامی، نامشان جاودان، راهشان پر رهرو.

نویسنده: حاج احمد لک

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.