سخن سردبیر
در چند هفته گذشته شاهد بروز تصادفات دلخراشی در جاده ازنا- اراک بوده ایم که دامنه آن از خسارات جانی انفرادی عبور نموده و جنبه مرگ و میر خانوادگی به خود گرفته، در حالی که پس از سال ها و خون دل فراوان تعریض این جاده از سمت لرستان پایان یافته و تکمیل آن معطل عزم و اراده ی مسئولانمحترم استان مرکزی می باشد.
سخن سردبیر
چقدر خوب است تصمیم گیرندگان در حوزه مدیریت شهری هنگام اجرا نیز به وظایف نظارتی خویش عمل نمایند که وقت و هزینه و زحمتی که می کشند به هدر نرود.
سخن سردبیر
اگر پیشتر می گفتیم و کسی نمی پذیرفت اکنون بر همگان ثابت شد قلب اشترانکوه در ازنا تپیده وکانون حوادث آن در شهر ماست لذا به موازات این حادثه خیزی و موقعیت جغرافیایی امکانات متناسب می خواهیم.
سخن سردبیر
اشتغال و اشتغالزایی اگرچه از ارکان پر اهمیت توسعه اقتصادی و اجتماعی به شمار می روند گاهی اوقات اما این اصل به ابزاری برای دریافت منابع دولتی تبدیل شده است...
اجتماعی
امروز اما انواع و اقسام سلاح ها در دست افراد تازه به دوران رسیده ای افتاده که حتی از مجلس جشن و عروسی هم مجلس عزا درست می کنند...!!!
سخن سردبیر
در خصوص احداث ۲ پروژه مجتمع فرهنگی و برج گردشگری در ازنا نفس این کار و داشتن نگاه فرهنگی و گردشگری اقدامی قابل تقدیر است.اما به لحاظ نیاز سنجی و اولویت بندی مسایل شهری ملاحظاتی وجود دارد که تامل در آن خالی از لطف نیست
اقتصادی
فروآلیاژ شاید یک شرکت بزرگ در قد و قواره ی سایر کارخانجات کشور نباشد ولی وجودش در این دیار با فقر صنعتی و نرخ بالای بیکاری یک فرصت یا بهتر بگوییم یک نعمت است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم اقتصاد صدها خانواده را تحت پوشش قرار داده است.
سخن سردبیر
سال های سال است که موضوع مالکیت دریاچه گهر در شرق لرستان زمینه ساز بحث وجدل و گاهی هم موجب بهره برداری سیاسی و انتخاباتی گردیده است. بدون شک مرجع تعیین مالکیت هر مکانی تقسیمات کشوری و مراجع ثبتی است نه تریبون ها و تمایل ها
سخن سردبیر
در حوزه رسانه اما علاوه بر مشکلات مبتلابه حوزه فرهنگ، بیان حقیقت که اغلب معجونی تلخ هم هست دشواری های دیگری نیز داشته، در شهرهای کوچک که دامنه روابط اجتماعی فراتر از ساختارهای اداری و قانونی است، این دشواری ها مضاعف هم هست.
سخن سردبیر
شواهد و قراین حاکی از آن است که در پس پرده بازدیدها از سد کمندان برخی تصمیمات آبی اتخاذ گردیده که جفای در حق الیگودرز، با بی مهری به مردم ازنا جبران گرددو این حکایت همان مادری است که گفت: بچه ام را می زنم تا پسرخوانده ام بترسد...!!!